روایتگری و تسکین: چگونه زنی ترنس داستان زندگی‌اش را به تصویر می‌کشد

جولیا کی، کارتونیست ۲۸ ساله کالیفرنیایی، زنی ترنس است. او داستان زندگی خود را در راه دگرگونی هویت جنسیتی‌اش از مرد به زن به تصویر می‌کشد – راهی که برای او آسان نبوده، هزینه مالی و معنوی زیادی داشته و همچنان ادامه دارد.

جولیا خاطرات مصورش را به صورت روزانه در شبکه‌های اجتماعی مانند «اینستگرام» منتشر می‌کند. کارتون‌های سیاه و سفید را خودش می‌کشد. روایتگری هم کار خودش است؛ فرازی از زندگی روزانه‌اش. هدفش این است که ضمن اینکه تصویری از زندگی خود را با مخاطب قسمت کند به جوانان تراجنسیتی دیگر که مراحل انطباق جنسیتی را طی می‌کنند این حس را بدهد که تنها نیستند.

تطبیق جنسیتی گران است

«کمیک استریپ» جولیا کی در ژانر زندگی‌نامه خودنوشته، قرار است بخشی از هزینه‌های تطبیق جنسیت او را پوشش دهد.

تغییر هویت جنسیتی در ایالات متحده آمریکا – جایی که بیشتر بیمه‌های درمانی از زیر هزینه‌های پزشکی تطبیق هویت جنیستی در می‌روند – ارزان نیست. مراقبت‌های پزشکی لازم با توجه به اینکه بسیاری از تراجنسیتی‌ها بیمه نیستند، در دسترس هم نیست.

هورمون‌درمانی که در تمام طول زندگی خیلی از تراجنسیتی‌ها لازم است، سالانه ۱۵۰۰ دلار هزینه دارد. عمل جراحی تطبیق جنیستی برای از مرد به زن شدن، حدود ۳۰ هزار دلار هزینه دارد؛ جراحی پروتوز پستان پنج هزار دلار؛ و جراحی‌های پلاستیک برای زیباسازی صورت و برداشتن غضروف تیروئید هم می‌توانند پرهزینه باشند.

جولیا دست به ابتکار جالبی زده است. او از مخاطبانش می‌خواهد که اگر از هنر او لذت می‌برند ماهانه به او پول اشتراک بدهند. او در تارنمای «پاترون» حساب باز کرده و هرکس می تواند از یک دلار تا ۱۰۰ دلار یا بیشتر برای هنری که او در فضای عمومی منتشر می کند پرداخت کند. جولیا تاکنون توانسته ماهی ۳۲۱ دلار کمک‌هزینه برای مراقبت‌های پزشکی از مخاطبانش جمع کند.

ناامنی‌ها و امنیت‌ها

ویژگی «کمیک استریپ» جولیا، صداقت او در مورد آنچه بر او روزبه‌روز می‌گذرد است. ترس‌های کسی که همه عمر با یک هویت جنسیتی که با آن راحت نبوده زندگی کرده و حالا با هویت جنسیتی دیگری که خودش انتخاب کرده هم مشکلات دیگری دارد.

او از احساسات ناامنی در زندگی روزمره می‌نویسد؛ مثلاً لحظه‌ای که به دستشویی مخصوص زنان رفته است و روی صندلی توالت نشسته که متوجه می‌شود کسی دیگر وارد شده است. این احساس که اگر الان بیرون برود و با آن فرد مواجه شود، آیا به او اعتراض خواهد کرد که چرا به توالت زنانه آمده؟

شوق هم هست؛ اینکه به خواهرت اطمینان کنی خوشحال باشی که او می‌داند که داری زن می‌شوی. اینکه تصویرت را برای خواهرت بفرستی و او بگوید: «شبیه مامان شدی.» و اشک شوق جولیا که شبیه مادرش شده است:

بی‌قراری هم هست؛ برای زودتر رسیدن به هویت جنسیتی‌ای که انتخاب کرده است و ناامیدی از دردسرهای حقوقی‌اش. اینکه باید بروی و به یک قاضی ثابت کنی که حق داری که زن باشی. اینکه حکم آن قاضی است که نهایت به آدم اجازه می‌دهد از لحاظ حقوقی زن محسوب شود:

و تا زمانی که حکم قاضی بیاید و آدم بتواند کارت شناسایی‌اش را تغییر دهد، دردسر مکان‌هایی که از آدم کارت شناسایی می‌خواهند هم هست. مثلاً زمانی که شیک کرده‌ای که بیرون بروی و می‌روی که مشروب بخری و پسر فروشنده بنا به محدودیت سن قانونی خرید الکل، درخواست می‌کند کارت شناسایی‌ات را ببیند. آن لحظه که زنانه لباس پوشیده‌ای و کارت شناسایی‌ات متعلق به یک مرد است؛ این حس که هویت جنسیتی‌ات اعتبار ندارد:

خود جولیا می‌گوید که دنبال این نیست که حس ترحم و دلسوزی مخاطب را برانگیزد. فقط می‌خواهد بگویید «هی! نگاه کن، اینجا یک اتفاق واقعی برای من رخ داد، چون ترنس هستم.»

روایتگری به‌عنوان دوای درد

جولیا مایل است که با نقاشی‌هایش و گفتن روایتش، فضای اجتماعی برای زندگی ترنس‌ها را بازتر کند. اما به هر حال زندگی با هویت جنسیتی‌ای متفاوت از جنسیت بیولوژیک، پر از آزار هم هست.

آزارها از نگاه کردن در آینه در محیط زندگی شخصی آغاز می‌شود، آنجا که آدم تصویر خودش را می‌بیند. این تصویر و نگرانی از اینکه آدم را بقیه چطور می‌بینند در فضاهای اجتماعی هم همراه آدم است: در لحظه رفتن به سلمانی برای کوتاه کردن مو، خرید در بقالی، رفتن به توالت‌های عمومی و …

در اینجاست که روایتگری اثر تسکینی دارد. با بیان مشکلات خود از طریق روایتگری تصویری، جولیا می‌تواند شرایط سخت را بیان کند. در بیان آنچه که موجب آزار یا شادی او شده، مقابل یک یا چند مخاطب، جولیا می‌تواند با واکنش‌ انسان‌های دیگر رابطه‌ای تعاملی بگیرد – حتی اگر به او خشونت شود.

جولیا می‌گوید واکنش اکثریت قریب به اتفاق خوانندگانش، مثبت بوده است. روایتگری او توانسته مخاطب را قانع کنند که کارهای ساده و روزمره زندگی برای یک ترنس، بدون پیچیدگی نیست.

جولیا چهارماه بود که وارد مراحل تطبیق جنسیتی شده بود که تصمیم گرفت این کمیک استریپ را آغاز کند: «نقاشی کشیدن برای من زمانی بود که هرروز کنار گذاشته بودم که در مورد اتفاقات آن روز فکر کنم.»

جولیا کارتونیست حرفه‌ای است. با این حال می‌گوید نوشتن از خود کار سختی بود: «اولش از اینکه می‌خواهم خودم را به‌کلی آدم بازنمایی کنم، مضطرب بودم. کارهای حرفه‌ای من خیلی از زندگی شخصی‌ام جدا بود. اما حالا داشتم مخاطب را به خصوصی‌ترین افکارم راه می‌دادم که بیاید نظر بدهد و قضاوت کند.»

او می‌گوید پیش از این تجربه، عادت داشته که خاطرات خود را به شکل مصور برای خودش نقاشی بکشد. نتیجه را به چند دوست نشان داد و دید این نگاه دوستان به زندگی‌اش، شنیدن داستانش به او کمک می‌کند: «برایم حالت درمانی داشت، اینکه در مورد زندگی‌ام بنویسم و نقاشی بکشم به من کمک می‌کرد که احساساتم را از حالت گوریدگی در آورم.»

محرومیت اجتماعی در هر حالتش همراه با درد و آزار است این شاید داستان مشترک همه آنها باشد که به‌نوعی در حاشیه هستند. جولیا توانسته از فضای شبکه‌های اجتماعی استفاده کند که داستان خود را به‌صورت مصور و چندرسانه‌ای به مخاطب برساند و به این ترتیب صدا و تصویری باشد که طنز تلخ را ابزار مبارزه با کلیشه‌های تبعیض‌آمیز کرده است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s