عبدالصمد خرمشاهی: ازدواج اجباری، بدترین نوع خشونت علیه زن است

این روزها، آخرین روزهای شانزده روز نارنجی است. هفته مبارزه با خشونت علیه زنان که با مرگ خواهران مبارز میرابل به دست «دیکتاتوردومینیکن» به رسمیت شناخته شد . شانزده روز ؛ از  بیست و پنجم نوامبر تا دهم دسامبر، روز جهانی حقوق بشر. اما در دنیای مدرن امروزی و با وجود مبارزه همه جانبه علیه خشونت، کماکان از هر سه زن، یک نفرشان، تجربه خشونت های سخت  فیزیکی یا روانی را از سر گذرانده یا می گذرانند، عمده این خشونت ها، خشونت خانگی است. اسم و تعداد و آمار و مشخصات این زنان در هیچ منبع و ماخذی به ثبت نرسیده است. در ایران هم این قاعده برقرار است. با «عبدالصمد خرمشاهی»، حقوقدان و وکیل نام آشنای ساکن ایران که پرونده های جنجالی بسیاری را به سرانجام رسانده و وکالت شماری از زنان مجرم اما آسیب دیده را بر عهده داشته، درباره این وضعیت گفت و گو کردم.

به عنوان یک حقوقدان تصور می کنید علت ناکارآمدی تلاش کنشگران اجتماعی چیست ؟

بحث خشونت خانگی یک درد قدیمی و یک داستان دنباله دار است. ریشه در تاریخ مذکر ما دارد. در این تاریخ و سابقه فرهنگی، جایگاه زن نهایتا در پستوی خانه تعریف شده و اگر از این محدوده عدول کند، مستحق برخورد فیزیکی یا حتی حذف است.

اما  برخی از زنان موکل شما خودشان عملا مرتکب جرم شده بودند…

بله. اتفاقا به نظرم آنها نماد و سمبل زنان خشونت دیده بودند که از هر سمت و سو توسط بخشی از بدنه جامعه مورد هجمه قرار گرفته بودند. این حرف را با علم به این می زنم که برخی از آنها سهوا مجرم بودند، بعضا؛ تعدادی محکوم و برخی هم بی گناه شناخته شدند اما یک مسئله در همه موارد پرونده مشترک بود، اینکه عمل آنها، عکس العملی در قبال خشونت های گسترده گذشته بود.

ممکن است مثال یا مصداقش را هم ذکر کنید ؟

بله. مثلا به پرونده «کبرا رحمان پور» نگاهی بیندازید. زنی که متهم شده بود که مادرشوهرش را کشته است. او پیش از آن مورد انواع و اقسام آزار و اذیت های روانی و فیزیکی قرار گرفته بود؛ شخصیتش آنچنان که باید و شاید مورد عزت و احترام قرار نگرفته و قبل از این اتفاقات با انبوهی از مشکلات روحی و اقتصادی زندگی می کرد یا مثلا به مورد خانم «افسانه نوروزی »، بنده دفاع از پرونده اش را برعهده داشتم و او متهم به قتل بود اما خانم افسانه بعد از اعمال خشونت توسط آزارگرش و اقدام او به تجاوز، دست به دفاعی زده بود که منجر به مرگ طرف مقابل شد.

با مواردی برخورد کرده اید که زنان خشونت دیده، خشونت را انکار کنند؟

بسیار دیده ام زنی که کتک خورده ، قویا آن را کتمان می کند یا زنی که مورد انواع و اقسام کلکسیونی از خشونت ها قرار گرفته اما آن رفتارها را خشونت تلقی نمی کند. متاسفانه به علت نگاهی که به لحاظ فرهنگی به زنان وجود دارد، حتی خود آنان هم ممکن است آزارهای جنسی یا خشونت های روانی، حقیرشمردن در کلام و رفتار را جدی نگیرند. فقط در مواردی که صدمه جدی فیزیکی دیده باشند شاید آن را خشونت تلقی کنند، تا کار به ضرب و جرح جدی نرسد، معمولا طرح دعوا نمی شود.

مشکل در کجاست؟ آیا همه مشکل به قوانین ناکارآمد برمی گردد؟

مشکل اساسی این است که اعتقاد خشونت آمیز به عنوان فرهنگ در جان مردم و جامعه ریشه دارد. درست است برخی قوانین ما تبعیض آمیز و مروج خشونتند، مثلا قوانینی که حقوق مردان را بر حقوق زنان مقدم می دارد اما بر این باور نیستم که موضوع به ناکارآمدی قوانین و بخشنامه و دستورالعمل برمی گردد. فرهنگ عمومی با دستورالعمل، بخشنامه، سمینار و این قبیل تلاش ها تغییر نمی کند. گاهی یک مسئله قبیح و زشت است، حتی خلاف عرف و اخلاق است ولی روی زنان اعمال می شود به طور علنی و هیچ کس هم آن را زشت و ناپسند نمی بیند. ساختار قوانین ما خلاف موازین و عرف نیست. انتظار نداشته باشیم که قوانین تبعیض آمیز را به سرعت تغییر بدهیم. تغییر این قوانین مستلزم تغییر فرهنگ است و این یک مشکل اساسی است که با شعار و گردهمایی قابل حل و فصل نیست و صرف ایجاد قوانین مدرن، مادامی که همخوانی با فرهنگ جامعه نداشته باشد کارساز نیست. مگر قوانین حمایت از کودکان ، در سال 1381 تدوین نشده با نه ماده که کاملا رساست، کافی نیست؟ با این وصف آیا کودک آزاری در جامعه متوقف شده؟ بر این باورم که صرف وضع قوانین شیک و تمیز و لوکس ، مشکلی از مشکلات آسیب های اجتماعی حل نخواهد شد. اگر این طور بود الان اساسا نباید کودک آزاری می داشتیم. کنار دفتر کارم یک قنادی است. دیروز یک کودک متکدی آمده بود آنجا ، یگی از کارکنان قنادی آمد و به شدت کودک را زد. ده ها نفر هم ناظر این خشونت بودند و هیچ کس کوچکترین اعتراضی نکرد. وقتی من اعتراض کردم تازه آن موقع بود که فرد آزارگر خودش را جمع کرد و عقب کشید. ما در حوزه کودکان قوانین نداریم؟ پس چرا کودکان خیابانی مدام مورد آزار قرار می گیرند. بهزیستی این آزارها را گردن شهرداری می اندازد و شهرداری گردن نیروی انتظامی. من بر این باورم صرفا وضع قوانین از زنان حمایت نمی کند مگر اینکه فرهنگ جامعه ما، تغییر کند. مدتی پیش وقتی برای پرواز سوار هواپیما شده بودم، مادری کودکش را به شدت مورد خشونت و آزار قرار داد. حتی میهمانداران هواپیما از اعتراض من متعجب شدند. تصورش را بکنید.

کدام یک از پرونده های شما در باب خشونت خانگی، بیشترین اثر روانی را بر شما تحمیل کردند؟

من طی چندین سال کارم پرونده های متعددی داشته ام که به نوعی به لحاظ حسی هم با همه آنها درگیر شده ام اما پرونده خانم «معصومه» که دانشجویی بود در زاهدان و تحصیلات مترجمی زبان داشت، به شدت منقلبم کرد.

آیا معصومه هم قربانی خشونت بود؟

باید بگویم بیش از هر کسی . این زن علیرغم میلیش ازدواج کرده بود اما نسبت به همسرش اکراه شدید داشت. طی یک سال تمکین نکرده بود و هر بار که شوهرش قصد نزدیکی داشت با مقاومت او روبرو می شد. نهایتا یک درگیری بین او و همسرش منجر به مرگ اتفاقی شوهرش شد. عملش را دادگاه قتل عمدی تلقی کرد. سال های آخر زندانش از من درخواست کرد پرونده اش را بپذیرم. معصومه از لحاظ اخلاق، کردار ، گفتار و دانش بالایش زبانزد عام و خاص بود. هیچ وقت فراموش نمی کنم که حتی دادستان شهرستان رفسنجان هم تحت تاثیر شخصیتش بود و مسئولان زندان هم میلی به اجرای حکم اعدامش نداشتند. شب قبل از اجرای حکم با معصومه صحبت کردم گفتم چرا تن به ازدواج دادی؟ گفت آنقدر اراده و اختیارم قوی نبود که بتوانم در مقابل خواست خانواده و جامعه مقاومت کنم. این که کسی را مجبور به ازدواج با دیگری بکنید که کوچکترین علاقه ای به او ندارد، بدترین شکل اعمال خشونت است. خشونتی که در نهایت منجر به این شد که دختر تحصیل کرده ای با هزاران آرزو به چوبه دار سپرده شود.

تلاشی برای جلب رضایت اولیای دم نکردید؟

چرا. باید بگویم اعدام معصومه که یک صبح سرد زمستانی و در عین حال غم انگیز بود، مفصل با اولیای دم حرف زدم ، حتی مسئولان زندان و دستگاه قضا هم با اولیا دم حرف می زدند و اصرار می کردند از این قصاص بگذرند و آنها نگذشتند. معصومه با روحیه بسیار استثنایی و متفاوتی که در تمام زندگی ام از کسی دیگر ندیده بودم، بدون هیچ ترس و نگرانی روبروی مرگ ایستاد و خطاب به اولیای دم گفت: «مرا ببخشید به خاطر حادثه ای که رخ داد. من قصد کشتن او را نداشتم.» و من هرگز این اتفاق را از خاطر نمی برم، او زنی بود که مورد خشونت قرار گرفته بود. این هم یکی از وجوه متنوع خشونت علیه زنان است. خشونت علیه زنی که اختیار انتخاب همسرش را ندارد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s