مسلمانان #همجنسگرا و افتخار : سه لندني ايمانشان را در پايتخت حفظ مي كنند.

 

اين هفته، جهان در تلاش براي پردازش حمله به كلاب شبانه #همجنسگرايان پالس در اورلاندو بود، جايي كه مردي مسلح و متعهد به وفاداري به دولت داعش دست كم ٤٩ نفر را در نخستين ساعت هاي صبح روز يكشنبه به قتل رسيدند
اين حمله براي همجنسگرايان مسلمان لندن حادثه اي تلخ بود.
در مناظره اي كه «اون جونز» روزنامه نگار در يك بررسي زنده ي خبري در شبكه اسكاي نيوز برگزار كرد، #استدلال بر اين شد كه اين تيراندازي به عنوان يك حمله#همجنسگراستيز به شمار نمي رود.
اما طغياني از احساسات همبستگي قاطع با جامعه همجنسگرايان بوجود آمد.

بصورت آنلاين، مردم آواتارهاي #تويتر خود را به قلب هاي رنگين كمان تغيير دادند، در حين آن روز دوشنبه در يك حركت منحصر بفرد، لحظه اي سكوتي در منطقه ي سوهو لندن برقرار شد و صدها نفر از مردم در خيابان «اولد كامپتون» در مراسم شب زنده داري شركت نمودند.

مسلمانان همجنسگراي زيادي در آن مراسم شركت كردند، مانند «عاصف قريشي» كه من او را در جشن غرور دگرباشان در لندن ملاقات كردم. او از من خواست تا مداد چشم خودم را به او قرض دهم تا دوستش «احمد المصري» را آرايش كند.
در اين مقاله، قريشي و ديگر همجنسگرايان با يك زمينه ي مسلمان، برداشت خود را از حادثه ي روز يكشنبه و اينكه اين حادثه چه پيامي براي آينده دارد به اشتراك مي گذارند.»

#عاصف قريشي

او كه ٣٣ سال دارد به عنوان نخستين دراگ كوين مسلمان انكليسي مشغول به كار است و در «كرويدون» زندگي مي كند.
«هنگامي كه در جايي به آزادي لندن زندگي مي كنيد فكر مي كنيد كه همجنسگراستيزي مقوله اي است كه به زمان گذشته ربط دارد. اما اورلاندو نشان داد كه هنوز چه كارهايي بايد انجام شود.
من فكر مي كنم كه اين جشن غرور بزرگترين جشن خواهد بود كه تاكنون برگزار شده است- زيرا به دليل آنچه كه اتفاق افتاده، جوامع ديگر نيز شروع به حمايت از جشن غرور همجنسگرايان كرده اند.
«كارهاي بسيار زيادي بايد در جامعه ي سياه پوستان و اقليت هاي قومي انجام شود. جامعه ي مسلمانان ذاتا مي تواند همجنسگراستيز باشد و ما بايد در مورد اين مساله بيشتر مذاكره كنيم. من انتختب كردم كه بهترين همجنسگرا و بهترين مسلمان باشم، من در شهري زندگي مي كنم كه مي توانم به هر دو هدفم برسم.
اگر كسي با بودن من در مسجد احساس راحتي نمي كند، من آنجا فقط عبادت مي كنم.»

«مسلمان بودن يك هويت #فرهنگي است. اگر من آن را ترك كنم به معناي طرد كردن خانواده ام و كسي كه هستم مي باشد. اسلام من را از لحظه اي كه بدنيا آمدم احاطه كرده است. مي دانم كه متفاوت بودم- من به اتاق مادرم خزيدم و رژلبش را استفاده كردم و لباس هايش را پوشيدم. خواهرم زماني كه ١٠ ساله بودم فهميد كه من همجنسگرا هستم و گفت كه به پدر و مادر نگويم.»
«من زماني كه در «كوين مري» رشته ي رسانه مي خواندم آشكارسازي كردم زيرا با شخصي آشنا شدم كه همسرم شد.

او مسلمان آشكارا همجنسگرا بود و نمي توانست با كسي كه گرايش جنسي اش را مخفي كرده است در رابطه باشد.
مادرم يك مجله ي همجنسگرايان در اتاق خوابم پيدا كرد و من تصميم نداشتم مانند هميشه دروغ بگويم. من در «پنجاب» به او گفتم كه همجنسگرا هستم. او شروع به گريه كرد.من هم گريه مي كردم، پدرم به اتاق آمد و او نيز شروع به گريه كردن كرد.»
«آنها من را پيش پزشكي بردند كه هندي بود. او گفت كاري نمي تواند انجام دهد تا من تغيير كنم، و همجنسگرايي من چيزي است كه آنها مجبور بودند بپذيرند. سپس او من را پيش امام مسجد برد، و او گفت كه من يا بايد مجرد بمانم يا با يك زن ازدواج كنم. همين كه همين.
تنها قانون شريعت اين بود كه من بايد كشته شوم.»

«دوران افسرده اي داشتم و با دختردايي ام در پاكستان ازدواج كردم. در دانشگاه نتوانستم ادامه دهم و توسط استادم با يكي از سازمان هاي خيريه دگرباشان ارتباط برقرار كردم. خانواده ام بايد با اين شرايط كنار مي آمدند، وقتي پيوند مدني انجام دادم مادرم من را ترك كرد.»

احمد المصري

او كه ٣١ سال دارد يك داوساز است و در «باربيكان» زندگي مي كند.
«شبنه شب من و دوستانم لباس دراگ پوسيده بوديم و به كلاب شبانه ي «سينك د پينك» در «تروكسي» رفتيم. عكس هاي زيادي گرفتيم. روز بعد، وقتي كه درباره ي حادثه ي اورلاندو شنيديم تصميم گرفتيم كه عكسي به اشتراك بگذاريم و زير آن نوشتيم «اين عكس سه مرد عرب در لباس دراگ است، ف..ك همجنسگراستيزي، ف….ك هر تبعيض اجتماعي»
فكر نمي كنم حمله اي اينجا در لندن صورت بگيرد اما من قصد ندارم به دليل ترس چيزي را در زندگيم متوقف كنم.»

«حمله به كلاب همجنسگرايان در اورلاندو توسط يك متعصب انجام شد. بمب گذاري دوي ماراتون بوستون در سال ٢٠١٣ تفاوتي با اين حادثه نداشت. من فكر نمي كنم كه اورلاندو همجنسگرايان را هدف قرار داد اما جامعه ي دگرباشان بايد نسبت به آن موضع بگيرد و فعالانه دربرابر افراط گرايي مقاومت كند. ما با انتشار اين عكس اين پيام را مي رسانيم كه در كنار قربانيان مي ايستيم و جزيي از آنان هستيم.»

«من در اصل از سوريه هستم و خانواده ام مسلمانان سخت گيري نبودند اما من در اين فرهنگ بزرگ شدم. من زماني كه جوان بودم دست از دين برداشتم و الان به مذهب و دين اعتقادي ندارم. اما فكر مي كنم كه غرب بايد تعريف جديدي از عرب ها و مسلمانان داشته باشد. آنها دو چيز مختلف هستند.
عرب ها و مسلمانان داعش نيستند، مانند «ك.ك.ك» كه نشانه ي مسيحيت نيست يا صهيونيست نشان دهنده ي يهود نمي باشد.»

«من به لندن آمدم تا درس بخوانم، در اردن بزرگ شدم. در لندن ماندم چون فهميدم هيچ كس احساسات گذشته را با من مبادله نمي كند.
تو ميتوني اينجا هر كاري انجام دهي و يا هر كسي باشي.»

اسد دونا

روزنامه نگاري است ٢٨ ساله كه در «برموندزي» زندگي مي كند.
«به عنوان يك مسلمان هنگامي كه درباره ي حمله هاي تروريستي مي شنويد نخستين فكرتان اين است كه «لطفا نگذار مسلمان باشد.»، سپس فكر مي كنيد «لطفا نگذار حمله كننده همنام من باشد.». هنگامي كه فهميدم كشتار اورلاندو يك حمله ي همجنسگراستيز بود نگران شدم كه موج اسلام ستيزي در جامعه ي دگرباشان بوجود خواهد آمد-يك بار ازم پرسيده شد كه آيا من از داعش حمايت مي كنم. اما شب زنده داري دوشنبه نشان داد كه مساله چيز ديگري است.»

«بخش بزرگي از اينكه چرا من روزنامه نگار هستم اين است كه درباره ي ايمان و گرايش جنسي ام بنويسم چون هنگامي كه من در يك خانواده ي مسلمان رشد مي كردم و در گوگل جستجو كردم كه «آيا مي توان هم مسلمان بود و هم همجنسگرا؟» و تمام چيزي كه يافتم اين بود كه نمي شود. مردم درباره ي «دعا كردن براي دور شدن همجنسگرايي» صحبت مي كردند و من نيز اين كار را انجام دادم اما تغييري حاصل نشد.»

«من در سن ٢٤ سالگي آشكارسازي كردم. مانند همه چه همجنسگرا و چه دگرجنسگرا درباره ي قرار گذاشتن با خانواده ام صحبت مي كردم. لندن مكاني است مناسب براي پذيرفته شدن افراد، جايي كه ممكن است هم مسلمان باشيم و هم همجنسگرا.
شما نمي توانيد تمايل جنسي را كنترل كنيد و در همان زمان مسلمان بودن بخشي از اين است كه شما چگونه بزرگ شده ايد.

امام همجنسگرايي وجود دارد كه مي گويد تصميم بين مسلمان و همجنسگرا بودن شبيه به اين است كه تصميم بگيريم كدام بازويمان را قطع كنيم.

«داعش، اسلام نيست. سخت است كه با آن مبارزه كنيم چون چهره اي ندارد و فقط يك چيز نيست. آخر هفته مي خوام ميزبان يك افطار همجنسگرايانه ي بزرگ باشم و تصميم دارم كه پس از اورلاندو آن را عمومي كنم، تا اسلام براي همه مردم فراهم شود. مسلمان بودن براي من تجربه اي است كه من با خدا دارم. من بخشي از گروه ابتكار مسجد جامع هستم ، كه تفكري رو به جلو است و پيشواي نماز زن دارد. اين اسلامي است كه من مي خواهم بخشي از آن باشم.

ترجمه تخصصي براي دارما و مارتيا: احسان پارسي

منبع :

http://www.standard.co.uk/…/gay-muslim-and-proud-three-lond…

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s