چرا بخش کوچکی از بشر همجنسگرا است

the-gay-gene-wont-save-us-969-1422118943

چند اصل عمومی وجود دارد که به نظر می رسد با کمی تفاوت، در همه فرهنگ های سیاره ما در حال پذیرش است. اول اینکه کم کم همه فهمیده اند که حدود ۸ درصد انسانها همجنسگرا هستند. برای همین از دوران قدیم با وجود  لعن و نفرین و مجازات مرگ، از تعدادشان کاسته نشد و حالا که حق کار و تحصیل و ازدواج رسمی دارند نیز بر تعدادشان افزوده نشده است.

دومین دانستنی عمومی در حال گسترش این است که همجنس گرا ها افراد بیمار و روانی نیستند. دیگر مثلا حرف فروید خریدار ندارد که مردان گی می شوند چون پدر در زندگی شان غایب بود و برای جبران کمبود عاطفه پدر، جذب مردان می شوند. یا اینطور نیست که چون از بچگی مورد تجاوز و اذیت جنسی قرار گرفته اند یا اختلالات شخصیتی دارند در بزرگسالی تن به این رفتار جنسی می دهند.

سوم اینکه، اکثریت همجنسگرایان در طول تاریخ بشر، رفتار جنسی و حتی اجتماعی شان را انتخاب نکرده اند. آنها تصمیم نمی گیرند که گی یا لزبین باشند.برای همین قرار نیست همجنسگرایان را با دانش پزشکی و روانشناسی مداوا کرد یا با مجازات های سنگین، رفتارشان را تغییر داد.

چرا سهم ۸ درصد همجنسگراها در طول تاریخ طبیعی بشر تقریبا ثابت مانده است؟ اصلا چطور خصلت های ژنتیک همجنسگراها ادامه یافت در صورتی که با همجنس رابطه جنسی داشتن، شانس تولید مثل و تکرارشان را ملغی می سازد؟ چرا همجنسگرایی محدود به انسانها نیست و در ۴۰۰ نوع موجود دیگر از دلفین تا کرم خاکی نیز ثبت شده است؟

اولین جواب به بخش مهمی از سئوالات این است که بشر همجنسگرا فقط در طی نیم قرن اخیر است که از پستوی همیشه مخفی شده بیرون آمده است و شانس زندگی دلخواه و داشتن امنیت حقوقی و حتی زناشویی برایش کم کم میسرشده است. اما در طول تاریخ، چون فرصت و جرئت ابراز وجود نداشتند ناگزیر تن به ازدواج و تولیدمثل می دادند و برای همین، خصوصیات ژنتیکی شان تداوم پیدا می کرد.

از حدود ۲۰ سال پیش تحقیقات همه جانبه ای برای پاسخگویی به این نوع سئوالات ایجاد شد و روز به روز بر مدارک و تحقیقات در این زمینه افزوده می شود. اجازه دهید گوشه های از دلایل ماندگاری همجنسگرایان را معرفی کنیم.

۱ – تئوری برادر بزرگتر

تحقیقات نشان داده است که درصد کمی از مادرانی که چندین پسر به دنیا می آورند بدن شان برای جلوگیری از تولد بیشتر فرزند، هورمون های مخصوصی ترشح می کند تا سرعت تولیدمثل و زایمان شان را کمتر کند. هورمون هایی که باعث می شود پسران بعدی، از هورمون های مردانه کمتری برخوردار باشند.

تداوم بقا از طریق طرفداری از قوم و خویش

تئوری  تکامل از طریق « انتخاب قوم – kin selection » به طور کلی این تئوری توضیح می دهد که چرا مثلا مردان قوی و جوان قبیله جان خود را برای دفاع از فامیل و قبیله می دهند چون به طور غریزی، این پیام در موجودات اجتماعی حک شده است که با دفاع از فامیل ( که ژن مشترک با من دارند) حتی اگر من فدای فامیل شوم خصوصیات ژنتیکی من از طریق فامیل تداوم می یابد.

در بسیاری از پستانداران، پرندگان نیز مراقبت از فرزندان برادر و خواهر و فامیل دیده شده است. مثلا چندین پرنده مونث، از تخم های لانه خواهرشان مراقبت می کنند. چون به طور غریزی به جای ایجاد کپی ژنتیکی از خودشان از طریق تولید مثل، کمک می کنند ۴ خواهر زاده شان به خوبی بزرگ شوند. چون هر کدام شان ۲۵ درصد ژن خاله و دایی را با خود حمل می کنند.

حضور گی ها در فامیل و قبیله بشر نیز یک فرصت مراقبت و نگهداری از کودکان اعضای دیگر خانواده می تواند باشد بخصوص که گی ها مسئولیت پذیری نوع مادرانه شان به دلیل هورمون های زنانه، شبیه مادران واقعی بچه ها است. به عبارت دقیق تر، گی ها و لزبین ها خودشان شاید تمایلی به بچه داشتن نشان نمی دادند ولی عضو خوبی از فامیل برای تضمین بقای بیشتر کودکان فامیل بودند. بقای خواهر زاده ها و برادر زاده ها می تواند باعث تکرار ژن همجنسگراها هم باشد چون هر کدام شان ۲۵ درصد از خصوصیات خاله و دایی را نیز به نسل بعدی منتقل می کنند.

داشتن ژن مخصوص گی بودن

مجموعه ای از ژن ها که حامل خصوصیات گی ها و لزبین ها هستند رفتار و قیافه و خصلت های عاطفی ایجاد می کنند که مثلا یک مردِ گی می توانست گاهی برای بعضی از زنها جذاب باشد چون خصائلش نظییر محبت و مراقبت بیشتر از بچه ها، آنها را برای پدر بودن جذاب می ساخت. بدین طریق، درصدی از ژن همجنسگرا، مدام در بینابین ژن های دیگر برای خودش جایی برای تداوم، ایجاد می کردند.

وقتی که مجموعه مشخصی از ژن ها در بدن همجنسگرا وجود دارد می توان این واقعیت را در نظر گرفت که در دوران قدیم خیلی از آنها تمایل جنسی به همجنس قابل دسترس نبود یا ریسک زیاد می طلبید. یا  آنقدر منفور و گناهکارانه بود ترجیح می دادند ازدواج و تولید مثل کنند. همرنگ بقیه شدن به ژن های افراد همجنسگرا اجازه می داد در دوران طولانی جامعه بشری، همواره سهمی ( ۸ درصدی) در استخر بزرگ و مخلوط ژن های بشری داشته باشند.

بخش بزرگی از این نظریه ها هنوز از پشتیبانی کافی برای اثبات برخوردار نیست. مضافا بر اینکه بخشی از جامعه همجنسگرا زیاد با مسیر اثبات رفتار جنسی شان از طریق تحقیقات ژنتیک راضی نیستند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s