فلسفه سکسوالیته، بخش پایانی

نقاشی از Henri Matisse

توافق کافی نیست

بحث دیگر این است که وقتی به شخص ثالثی آسیبی نمی‌رسد، توافق آزادانه و آگاهانه دو نفر در عمل جنسی داوطلبانهبرای برآورده کردن الزامات اخلاق جنسی کافی است. البته افرادی که در سنت قانون طبیعی هستند کفایت توافق را نفی می‌کنند، چرا که از نظر آن‌ها انجام داوطلبانه عمل جنسیِ غیرطبیعی از نظر اخلاقی اشتباه است، ولی آن‌ها در کاهش اهمیت اخلاقی توافق تنها نیستند.

فعالیت جنسی بین دو نفر ممکن است برای یک یا هردوی آن‌ها آسیب‌زا باشد، و یک کمال‌گرا ادعا خواهد کرد که آسیب رساندن یک شخص به دیگری اشتباه است، یا اینکه شخصی به دیگری اجازه دهد به او آسیب بزند، حتا هنگامی که هر دو توافقی آزادانه و آگاهانه برای عمل مشترکشان داشته باشند. توافق در این مورد کافی نیست و در نتیجه برخی از گونه‌های سادومازوخیسم به لحاظ اخلاقی اشتباه هستند.

همچنین فیلسوف‌هایی که ادعا می‌کنند فقط در رابطه متعهدانه است که فعالیت جنسی بین دو نفر به لحاظ اخلاقی مجاز است، مدام بر انکار کفایت توافق تاکید می‌کنند. توافق آزادانه و آگاهانه دو نفر ممکن است شرط لازم برای اخلاقی بودن فعالیت جنسی باشد، ولی بدون حضور عاملی دیگر (مانند عشق، ازدواج، صمیمیت و غیره) فعالیت جنسی آن‌ها صرفا استفاده و ابژه‌سازی دو طرفه باقی می‌ماند و بنابراین، به لحاظ اخلاقی مشکل دارد.

به عنوان مثال در سکس اتفاقی دو نفر صرفا از یکدیگر برای لذت جنسی خود استفاده می‌کنند؛ حتا وقتی که واقعا با توافق باشد این استفاده‌های ‌جنسی دوطرفه منجر به عمل جنسی فضیلت‌مندانه نمی‌شود. کانت و پاپ ژان پل دوم این دیدگاه را دارند: اگر با اراده خود اجازه بدهید شخص دیگری از شما به لحاظ جنسی استفاده کند خود را به شی تبدیل کرده‌اید. برای کانت فعالیت جنسی تنها در ازدواج است که مانع می‌شود از شخص دیگر به عنوان وسیله استفاده شود، چرا که در ازدواج هر دو شخص بدن و روح خود را به یکدیگر تسلیم کرده‌اند و وحدت متافیزیکی ظریفی به دست آورده‌اند. (Lectures, p. 167)

از نظر پاپ ژان پل دوم «فقط عشق می‌تواند مانع استفاده‌ی یک شخص از شخص دیگری شود» (Love and Responsibility, p. 30). چرا که عشق، وحدت اشخاص ناشی از اهدا کردن خود به دیگری به شکل دوطرفه‌ است. با این حال، در نظر داشته باشید که عشق وحدت‌بخش به عنوان عاملی که فعالیت جنسی را (فراتر از توافق صرف) توجیه می‌کند دلالت‌های جالب و نقیضه‌آمیزی دارد: روابط جنسی لزبین‌ها و گی‌ها در صورتی که ازدواج مبتنی بر عشق و تک‌همسری و همجنس‌گرایانه انجام شود مجاز است (رویکردی که دو الهیات دان یعنی پاتریشیا یونگ و رالف اسمیت درHeterosexismاز آن دفاع کرده‌اند). در این قسمت از استدلال، پیروان این دیدگاه که فعالیت جنسی تنها در ازدواج قابل توجیه است معمولا به قانون طبیعی روی می‌آورند تا ازدواج همجنس‌گرایانه را ممنوع کنند.

توافق کافی است

در رویکردی دیگری به این مسائل این واقعیت که همه افراد فعالیت جنسی را به صورت داوطلبانه انجام می‌دهند، بدین معناست که فعالیت جنسی به لحاظ اخلاقی مجاز است (به فرض اینکه به شخص ثالثی آسیبی وارد نشود). در دفاع از دیدگاه کفایت توافق، توماس ماپس می‌نویسند: «احترام برای اشخاص شامل این است که هر یک از ما مرجعیت اشخاص دیگر را به عنوان موجوداتی عاقل که می‌توانند زندگی شخصی خود را آن‌گونه که مناسب می‌بینند برنامه‌ریزی کنند بپذیریم» (“Sexual Morality and the Concept of Using Another Person,” p. 204).

مجاز برشمردن توافق شخص به عنوان عامل کنترل برای برقراری رابطه جنسی با شخص دیگر به معنای احترام گذاشتن به خودمختاری شخص مقابل، توانایی خردورزی و تصمیم‌گیری اوست، در حالی که وقتی به شخص دیگر اجازه نمی‌دهیم که تصمیم بگیرد چه زمانی فعالیت جنسی داشته باشد، به طور غیرمحترمانه‌ای قیم‌مآبانه است. اگر توافق شخص دیگر کفایت کند، بدان معناست که من انتخاب غایت‌های او را محترم برمی‌شمارم، یا حتا اگر نسبت به انتخاب غایت‌های به‌خصوصی موافق نباشم، حداقل می‌توانم به توانایی انتخاب غایت‌های خودش احترام بگذارم.

بنابر دیدگاه مبتنی بر قوت توافق، نمی‌توان به فعالیت جنسی اتفاقی، رابطه جنسی با غریبه‌ها، و تنوع‌طلبی جنسی ایرادی اخلاقی گرفت، مادامی که افرادی که در رابطه جنسی دخیل هستند واقعا توافق داشته باشند.

اگر معیار توافق آگاهانه و آزادانه برای اخلاقی بودن فعالیت جنسی صحیح باشد، همچنان باید با چند پرسش دشوار روبه‌رو شد. توافق به چه میزان باید صریح باشد؟ هنگامی که شخصی در لحظه با شخص دیگری به صورت مبهم توافق می‌کند، «باشه، بیا سکس کنیم» آن شخص الزاما با هرگونه نوازش جنسی یا روش آمیزش جنسی  که مد نظر شخص دیگر است توافق نکرده ‌است. توافق چقدر باید صریح باشد؟

آیا توافق را می‌توان با رفتاری غیرارادی متوجه شد (به عنوان مثال، آه کشیدن) یا مشخصه‌های غیرکلامی (مانند شق کردن یا روغن زدن) می‌توانند به شکل قاطع نشان دهند که شخص دیگر به انجام سکس موافقت کرده‌ است؟ برخی از فیلسوف‌ها تاکید دارند که توافق باید مشخصا در مورد انجام عمل جنسی باشد، و برخی تنها توافق کلامی صریح را مجاز می‌دانند. از نظر آن‌ها زبان بدنی به تنهایی نمی‌تواند برای ابراز میل و قصد افراد کافی باشد. (See Alan Soble, “Antioch’s ‘Sexual Offense Policy’.”). همچنین در نظر بگیرید که همه فیلسوف‌ها با ماپس و دیگر افراد همفکر او هم‌نظر نیستند که توافق کاملا خودآگاهانه، همیشه برای مجاز بودن فعالیت جنسی از نظر اخلاقی لازم است. به عنوان مثال، جفری مورفی در این زمینه شک و شبهه‌هایی را مطرح کرده است. (“Some Ruminations on Women, Violence, and the Criminal Law,” p. 218)

«با من سکس داشته باش یا یک دوست دختر دیگر پیدا می‌کنم» به نظر من (تحت شرایط معمولی) تهدیدی به لحاظ اخلاقی مجاز است و «با من سکس داشته باش و من با تو ازدواج خواهم کرد» به نظر من (با فرض اینکه این پیشنهاد واقعی باشد) پیشنهادی مجاز به لحاظ اخلاقی است. ما راه خود را در بخش عمده‌ای از زندگی با طرح‌واره‌های تهدیدها و پیشنهادها هموار می‌کنیم و دلیلی نمی‌بینم که چرا قلمروی سکسوالیته باید از این روش خیلی نرمال انسان بودن جدا شود».

مرفی بر این باور است که برخی از تهدیدها مصداق ارعاب هستند و بنابراین ماهیت داوطلبانه بودن مشارکت در فعالیت جنسی یکی از اشخاص را دچار مشکل می‌کند، ولی او اضافه می‌کند این گونه تهدیدها همیشه به لحاظ اخلاقی اشتباه نیستند. می‌توان گفت در مواردی که مورفی توصیف می‌کند، تهدیدها و پیشنهادها اصلا مصداق ارعاب نیستند و هیچ مانعی برای مشارکت داوطلبانه در سکس ایجاد نمی‌کنند (See Alan Wertheimer, “Consent and Sexual Relations.”) اگر چنین باشد، موارد مورد نظر مورفی ما را به این نتیجه نمی‌رسانند که برای اخلاقی بودن فعالیت جنسی توافق داوطلبانه همیشه مورد نیاز نیست.

«داوطلبانه» یعنی چه؟

همانطور که مثال‌های مرفی نشان می‌دهند، بحث دیگر حول معنا و کاربرد مفهوم «داوطلبانه» می‌گردد. اینکه توافق صرفا برای اخلاقی بودن فعالیت جنسی ضروری است یا اینکه کافی هم هست. هر اصل اخلاقی که بر توافق بنا نهاده شده تا تمایز اخلاقی بین رویدادهای جنسی انجام دهد، فهمی مشخص از ابعاد داوطلبانه‌ی توافق را به عنوان پیش‌فرض گرفته ‌است. می‌توان گفت که مشارکت در فعالیت جنسی نباید از نظر فیزیکی توسط شخصی به شخص دیگری تحمیل شود. ولی این حقیقت واضح مسائل را حل نشده باقی می‌گذارد. به عنوان مثال اونورا اونیل بر این باور است که سکس اتفاقی به لحاظ اخلاقی اشتباه است چون توافقی که به نظر می‌آید در آن وجود دارد خیلی بعید به نظر می‌رسد که به حد کافی داوطلبانه باشد. از آن‌جایی که افراد برای مشارکت در فعالیت جنسی تحت‌تاثیر فشار ماهرانه که معمولا بر یکدیگر وارد می‌کنند قرار می‌گیرند. (“Between Consenting Adults”).

یک ایده‌آل اخلاقی این است که مشارکت واقعا توافقی در فعالیت جنسی مستلزم هیچ‌گونه ارعاب یا فشاری از هر نوعی نیست. چرا که مشارکت در فعالیت جنسی می‌تواند به شکل‌های متفاوت خطرناک یا پرمخاطره باشد. از منظر این ایده‌آل ما به لحاظ فیزیکی، روان‌شناختی و متافیزیکی دوست داریم مطمئن باشیم هر کسی که در فعالیت جنسی شرکت می‌کند این کار را به شکل کاملا داوطلبانه انجام می‌دهد.

برخی از فیلسوف‌ها استدلال کرده‌اند که این ایده‌آل تنها هنگامی تحقق می‌یابد که برابری سیاسی و اقتصادی قابل توجهی بین افراد در رابطه جنسی وجود داشته باشد. به عنوان مثال، جامعه‌ای که در درآمد یا ثروت نابرابری​های اعضای مختلفش را نشان می‌دهد، جامعه‌ای است که در آن برخی از افراد در معرض ارعاب اقتصادی قرار می‌گیرند. اگر برخی از گروه‌های مردم (زنان و اعضای اقلیت‌های قومی به طور خاص) قدرت اجتماعی اقتصادی کمتری از دیگران دارند، اعضای این گروه‌ها از بین انواع ارعاب، به طور خاص در معرض ارعاب جنسی قرار می‌گیرند.

یکی از پیامدهای این تفکر این است که کارگری جنسی که برای بسیاری از لیبرال‌های جنسی تجارتی معامله‌ای بین ارائه‌دهنده خدمات جنسی و یک مشتری است و تا حدود زیادی مشخصه مکفی آن توافق آگاهانه و آزادانه است، ممکن است از نظر اخلاقی اشتباه باشد: اگر شرایط اقتصادی کارگر جنسی به عنوان عامل فشاری عمل کند که ماهیت داوطلبانه مشارکت او را نفی می‌کند.

علاوه بر این زنان دارای فرزند که به لحاظ اقتصادی به همسرانشان وابسته هستند ممکن است خود را در شرایطی بیابند که مجبور باشند صرف نظر از خواسته‌شان، از ترس رها شدن در فعالیت جنسی مشارکت کنند. این زنان نیز ممکن است در فعالیت جنسی به طور کاملا داوطلبانه شرکت نکنند. زنی که با داشتن رابطه جنسی با همسرش تحت فشار موافقت می‌کند نگران این است که اگر بیش از اندازه «نه» بگوید، ممکن است از نظر اقتصادی یا حتا فیزیکی و روانشناختی رنج بکشد.

چارلین موهلینهارد و جنیفر شرگ این دیدگاه را بیان کرده‌اند که حضور هرگونه فشار ارعاب‌آمیز است و ماهیت داوطلبانه مشارکت در فعالیت جنسی را نفی می‌کند و بنابراین از نظر اخلاقی قابل اعتراض است. (their “Nonviolent Sexual Coercion”) از جمله مواردی که آن‌ها خاطرنشان می‌کنند «ارعاب جایگاهی» هنگامی که زنان به داشتن فعالیت جنسی یا ازدواج به واسطه شغل یک مرد مجبور می‌شوند و «تبعیض علیه لزبین‌ها» تبعیضی که زنان را وادار می‌کند تنها با مردها روابط جنسی برقرار کنند است که فرم‌ هایی از ارعاب هستند و ماهیت داوطلبانه مشارکت زنان در فعالیت جنسی با مردان را زیر سوال می‌برند.

ولی وابسته به موردی که ما در ذهن داریم، شاید دقیق‌تر این باشد که بگوییم برخی از فشارها ارعاب‌آمیز نیستند و به شکل محسوس داوطلبانه بودن را زیر سوال نمی‌برند، یا اینکه برخی از فشارها ارعاب‌آمیز هستند ولی با این حال به لحاظ اخلاقی نمی‌توان به آن‌ها ایرادی گرفت. آیا این همیشه صحیح است که وجود هرگونه فشار روی شخصی دیگر به ارعابی که ماهیت داوطلبانه توافق را بر هم می‌زند، به شکلی که فعالیت جنسی متعاقب آن به لحاظ اخلاقی نادرست است می‌انجامد؟

matisse

تحلیل مفهومی

فلسفه مفهومی سکسوالیته با آنالیز و شفاف‌سازی مفاهیمی که در این بخش از فلسفه بنیادی هستند سر و کار دارد: فعالیت جنسی، میل جنسی، احساس جنسی، انحراف جنسی، و دیگر مفاهیم. همچنین این شاخه از فلسفه سعی دارد مفاهیمی را که کمتر انتزاعی هستند تعریف کند. مفاهیمی مانند کارگری جنسی، پورنوگرافی و تجاوز. خوش دارم فلسفه مفهومی سکسوالیته را با تمرکز بر یک مفهوم به خصوص یعنی «فعالیت جنسی» مشخص کنم، و بررسی کنم که این مفهوم به چه شکلی با دیگر مفاهیم اصلی مانند «لذت جنسی» مرتبط است. یکی از درس‌هایی که باید اینجا بیاموزیم این است که فلسفه مفهومی سکسوالیته می‌تواند مانند فلسفه نرماتیو سکسوالیته دشوار و نزاع‌برانگیز باشد و در نتیجه نتایج قطعی مفهومی معمولا به دشواری حاصل می‌شوند.

فعالیت جنسی در برابر «سکس کردن»

طبق پژوهش بدنامی که در سال ۱۹۹۹ ژورنال انجمن پزشکی آمریکایی (در چه شرایطی خواهی گفت «سکس داشته‌‌ای» توسط استفانی سندرز و جون راینیش) چاپ کرده است، درصد بالایی از دانشجویان دوره کارشناسی، یعنی حدود ۶۰% سکس دهانی را «سکس داشتن» حساب نمی‌کنند. این یافته‌ها در نگاه اول خیلی تعجب‌آور هستند، ولی به طور همدلانه فهم آن خیلی دشوار نیست.

هرچند ما به عنوان فیلسوف به راحتی به این نتیجه می‌رسیم که سکس دهانی گونه‌ای خاص از فعالیت جنسی است، ولی «فعالیت جنسی» مفهومی تخصصی است. در حالی که «سکس داشتن» مفهومی در زبان عادی است که اصولا به آمیزش دو غیرهمجنس اشاره دارد. بنابراین هنگامی که مونیکا لووینسکی به محرم اسرار خود لیندا تریپ گفت که با بیل کلینتون «سکس نداشته است»، ضرورتا خودفریبی نمی‌کرد، دروغ نمی‌گفت، یا حقه‌بازی نمی‌کرد. او صرفا بر اساس تعریفی در زبان عامه یا بر اساس معیار «سکس داشتن» که با مفهوم «فعالیت جنسی» فلاسفه یکی نیست تکیه کرده بود، تعریفی که همیشه شامل سکس دهانی نمی‌شود و معمولا مستلزم آمیزش آلتی است.

نتیجه دیگری از پژوهش یاد شده به دست آید. اگر فرض کنیم که آمیزش غیرهمجنس‌ها به طور عمده یا در موارد بسیاری لذت بیشتری برای مشارکت کنندگان نسبت به سکس دهانی ایجاد می‌کند، یا حداقل در آمیزش غیرهمجنس‌ها عمل متقابل‌تری نسبت به لذت جنسی یک طرفه‌ی سکس دهانی رخ می‌دهد. و به همین دلیل است که تفکر عادی به کمتر دیدن اهمیت هستی‌شناختی سکس دهانی تمایل دارد، شاید بتوانیم از این بهره بگیریم تا تبیینی فلسفی از فعالیت جنسی به دست آوریم که با تفکر عادی سازگار باشد.

فعالیت جنسی و لذت جنسی

در اندیشه رایج، اینکه عمل جنسی از منظری غیر از اخلاق خوب یا بد است معمولا با قضاوت نسبت به اینکه آن عمل اصلا جنسی است یا خیر مرتبط است. گاهی ما لذتی از عمل جنسی نمی‌بریم و گاهی لذت خیلی کمی می‌بریم (مثلا فقط به شخص مقابل لذت می‌بخشیم، یا حتا لذت را به شخص دیگری می‌فروشیم)، و فکر می‌کنیم که حتا با اینکه دیگری تجربه جنسی داشته ‌است، ما نداشتیم. یا این که شخص دیگری سعی کرد به ما لذت جنسی ببخشد ولی به شکل فلاکت‌باری یا از سر نادانی در کاردانی یا صرف نپختگی جنسی ناموفق بود. در چنین موردی به نظر گفتن اینکه تجربه جنسی نداشته‌ایم و بنابراین عمل جنسی نداشته‌ایم غیرمحتمل می‌آید. اگر خانم لووینسکی صرفا به خاطر لذت جنسی بیل کلینتون عمل جنسی دهانی را و فقط با توجه به نیازهای او انجام داده است و نه نیازهای خود، پس شاید خود او در عمل جنسی مشارکتی نداشته‌.

رابرت گری فیلسوفی است که این ایده تفکر عامی را برگزیده و بر اساس آن استدلال کرده است که «فعالیت جنسی» باید از منظر تولید لذت جنسی تحلیل شود. از نظر او «هر فعالیتی می‌تواند فعالیت جنسی باشد» اگر از آن لذت جنسی به دست بیاید و فعالیتی که لذت جنسی به دست ندهد فعالیت جنسی نیست (“Sex and Sexual Perversion,” p. 61). شاید حق با گری باشد، چرا که ما معمولا فکر می‌کنیم که گرفتن دست دیگری فعالیت جنسی است هنگامی که لذت جنسی از این عمل حاصل شود، ولی در غیر این‌ صورت گرفتن دست دیگری خیلی جنسی نیست. دست دادن معمولا عمل جنسی نیست و معمولا لذت جنسی به دست نمی‌دهد، ولی دو عاشق که انگشت‌های یکدیگر را نوازش می‌کنند هم عمل جنسی انجام می‌دهند و هم برایشان لذت جنسی تولید می‌شود.

دلیل دیگری وجود دارد که این ایده را که فعالیت جنسی دقیقا فعالیت‌هایی هستند که لذت جنسی تولید می‌کنند جدی بگیریم. چه چیزی در فعالیت جنسی انحرافی وجود دارد که آن را «جنسی» می‌کند؟ ممکن است بگوییم که این عمل غیرطبیعی است چرا که هیچ ارتباطی با هدف متداول عمل جنسی که تولید مثل است ندارد. ولی تنها چیزی که به نظر می‌رسد عملی را دچار انحراف جنسی می‌کند این است که تقریبا به صورت پایدار همیشه لذت جنسی تولید می‌کند. یادگارپرستی لباس زیر انحراف جنسی است، و صرفا انحراف «پارچه‌ای» نیست، چرا که لذت جنسی در آن دخیل است. به همین شکل چه چیزی در فعالیت جنسی همجنس‌گراها وجود دارد که آن را جنسی می‌کند؟ تمامی چنین اعمالی غیرتولید مثلی هستند، با این حال یک نکته مشترک خیلی مهم با فعالیت‌های جنسی دگرجنس‌خواهانه دارند: آن‌ها لذت جنسی تولید می‌کنند، همان نوع لذت جنسی.

فعالیت جنسی بدون لذت

فرض کنید از شما بپرسند «در پنج سال اخیر چند پارتنر جنسی داشته‌اید؟» اگر حواستان جمع باشد، قبل از پاسخ گفتن خواهید پرسید «تعریف پارتنر جنسی چیست؟» در این مرحله من باید تحلیلی مکفی از «فعالیت جنسی» ارائه بدهم و به شما بگویم با هرکسی که بر اساس این تعریف فعالیت جنسی داشته‌اید بشمارید.

آنچه قطعا نباید انجام بدهم این است که به شما بگویم تنها افرادی را که تجربه جنسی رضایت‌بخش یا لذت‌بخشی با آن‌ها داشته‌اید بشمارید و افرادی را که از جهاتی غیر از جهات اخلاقی با آن‌ها سکس بدی داشته‌اید فراموش کنید و نشمارید. ولی اگر تحلیلی از فعالیت جنسی را بپذیریم که در آن فعالیت جنسی دقیقا فعالیت‌هایی هستند که لذت جنسی به‌وجود می‌آورند، باید از شما بخواهم که افرادی که در پنج سال اخیر با آن‌ها از جهاتی غیر از جهات اخلاقی تجربه جنسی بدی داشته‌اید به حساب نیاورید. در نهایت شما تعداد پارتنرهای جنسی کمتری را از آنچه که واقعا داشته‌اید گزارش خواهید کرد. شاید این کار باعث شود احساس بهتری پیدا کنید.

نکته کلی این است. اگر «فعالیت جنسی» به لحاظ منطقی به «لذت جنسی» وابسته است و بدین ترتیب لذت جنسی معیار خود فعالیت جنسی است، بنابراین نمی‌توان از لذت جنسی برای اندازه‌گیری کیفیت فعالیت‌های جنسی از منظری غیر از اخلاق بهره برد. به عبارت دیگر، این تحلیل «فعالیت جنسی» به وسیله «لذت جنسی» آنچه که یک عمل را فعالیت جنسی می‌کند با آنچه که یک عمل را از منظری غیر از منظر اخلاقی فعالیت خوب جنسی می‌کند خلط می‌کند. در چنین تحلیلی فعالیت‌های جنسی تولید مثلی هنگامی که آلت تناسلی مرد درون واژن قرار می‌گیرد تنها در صورتی فعالیت جنسی به حساب می‌آید که تولید لذت کند و نه هنگامی که مانند دست دادن از نظر شهوانی کسل‌کننده باشد. علاوه بر این، قربانی تجاوز که سکس خوب از منظری غیر از منظر اخلاقی را تجربه نکرده است نمی تواند مدعی شود که به مشارکت در فعالیت جنسی اجبار شده ‌است، حتا اگر عملی که به انجام آن مجبور شده است قضیب لیسی یا آمیزش باشد.

ترجیح می‌دهم بگویم که زوجی که رغبت جنسی​شان را نسبت به یکدیگر از دست داده‌اند و در فعالیت جنسی روتینی که لذتی از آن حاصل نمی‌شود مشارکت می‌کنند همچنان فعالیت جنسی دارند. ولی با تحلیل پیشنهادی گری نمی‌توانیم بگوییم که در فعالیت جنسی بد از منظری غیر از منظر اخلاقی مشارکت داشته‌اند، چرا که از نظر گری آن‌ها در هیچ گونه فعالیت جنسی‌ای مشارکت نداشته‌اند. بلکه می‌توانیم نهایتا بگوییم که آن‌ها تلاش کردند در فعالیت جنسی مشارکت کنند ولی ناتوان بوده​اند. شاید این یک واقعیت ناراحت‌کننده در مورد دنیای جنسی ما است که در فعالیت جنسی مشارکت می‌‌کنیم و لذت چندانی از آن به دست نمی‌آوریم یا هیچ لذتی از آن نمی‌بریم، ولی این واقعیت نباید دلیلی برای خودداری از «جنسی» نامیدن این رویدادهای ناراضی‌کننده باشند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s