( قسمت سوم ) ایران سکولار؛ سال ۱۴۲۹/ برگزاری اولین گردهم آیی رسمی اقلیت های جنسی در ایران


یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۲۹ 

در جلسه امروز هیأت دولت، وزارت اطلاعات برای اولین بار گزارش تحقیقات از دستگیرشدگان حمله ناموفق به وزارت کشور را ارائه می کند. رئیس جمهور، پیشتر شخصاً از گزارش مطلع شده ولی اعضای هیأت دولت، غیر از شنیده های پراکنده، هنوز چیز زیادی از گزارش نمی دانند.

قبل از صحبت های وزیر اطلاعات، رئیس جمهور از اینکه جلسات اخیر هیأت دولت بیش از حد به بحث های امنیتی اختصاص یافته عذرخواهی می کند. از وزیر اطلاعات می خواهد که گزارش خود را حداکثر در ۱۰ دقیقه به پایان برساند و یادآوری می کند که جزییات بیشتر، در گزارش مکتوبی که توزیع خواهد شد آمده است.

آقای صبوحی وزیر اطلاعات در گزارشش خبر می دهد که سرتیپ سماعی، معاون صنایع تسلیحات سازی سپاه پاسداران در زمان جمهوری اسلامی، در حین بازجویی اطلاعات اطلاعات مفیدی داده است. به گفته وزیر، بر مبنای اعترافات زندانی، یک سرهنگ سپاه هم دستگیر شده که در طراحی حمله، همکاری  داشته است. خوشبختانه نفر دوم هم، مانند آقای سماعی، در لیست تعقیب و مراقبت وزارت اطلاعات بوده و کنترل رفت و آمدهایش، به کشف مکان نگهداری مقدار قابل توجهی مواد منفجره منجر شده.

آقای صبوحی تاکید می کند که با به دست آمدن مستندات جدید، اکنون دیگر تردیدی وجود ندارد که دستگیرشدگان، با عاملان انفجارهای قبل از انتخابات مرتبط بوده اند، هرچند همدستان دیگر آنها هنوز دستگیر نشده اند. وزیر اطلاعات، همچنین می گوید که نتایج بازجویی از دستگیرشدگان اخیر، این یافته قبلی را تایید می کند که هیچ گونه ارتباطی میان بمب گذاری ها و ماجرای حمله به توریست ها در اصفهان وجود ندارد.

بعد از ارائه گزارش وزیر، از گوشه و کنار سالن صدای زمزمه بعضی از وزرا بلند می شد و که ظاهراً از یافته های وزارت اطلاعات راضی نیستند. آقای بهره مند وزیر حمل نقل می گوید: «همین؟ با این حساب، وزارت اطلاعات عملاً موفقیت خاصی در پیدا کردن همدستان اینها که در جامعه آزادانه می گردند نداشته است.»

آقای صبوحی پاسخ می دهد: «نتایج کار وزارت، به دستگیری یک افسر دیگر سپاه منجر شده. به نظر شما این مهم نیست؟» آقای بهره مند می گوید: «فقط همین یک نفر بوده که می گویید مواد منفجره او هم بر اثر تعقیب و مواقبت کشف شده. اما من احساس می کنم که وقتی وزارتخانه کسی را دستگیر می کند، موفقیت زیادی در اعتراف گیری از او ندارد و این یک نقص است.» وزیر حمل و نقل ادامه می دهد: «به عنوان نمونه، شما عامل اولین سوءقصد با چاقو به توریست ها در اصفهان را دستگیر کردید. اما عامل دومین حمله به توریست ها متواری شد. غیر ممکن است که فرد زندانی، چاقوکش متواری را نشناسد. اما بازجویان شما هنوز نتوانسته اند از این زندانی برای دستگیری ضارب دیگر اعتراف بگیرند.»

خانم جنانی معاون حقوقی رئیس جمهور از وزیر حمل ونقل می پرسد: «به طور مشخص پیشنهاد دارید دستگاه اطلاعاتی برای اعتراف گرفتن چه بکند؟» آقای بهره مند می گوید: «من مطمئنم اینکه می خواهم بگویم، تَهِ دل خیلی های دیگر از اعضای این جلسه هم هست ولی شاید رویشان نشود به صراحت من بیان کنند. من فکر می کنم ما از ترس متهم نشدن به خشونت داریم خیلی با دستگیر شده ها ملایمت به خرج می دهیم…»

خانم جنانی می گوید: «در واقع گله شما این است که چرا شکنجه نمی کنیم. من فکر نمی کنم هیچ حکومتی در دنیا وجود داشته باشد که بعد ازدستگیر کردن تروریست ها وسوسه نشود که با شکنجه از آنها حرف بکشد. اما احتیاج به توضیح نیست که توجیه شکنجه همیشه از همین جاها شروع می شود. اگر از همین اول تکلیف خودمان را با این وسوسه ها روشن نکنیم ، مملکت می شود مثل زمان سابق…»

رئیس جمهور با سکوت به بحث ها گوش می دهد. با وجود آنکه معمولاً روی موضوعات حقوق بشری حساس است، علاقه ای به ورود به موضوع نشان نمی دهد. نهایتا هم پیشنهاد می کند که بحث را تمام کنیم و به بقیه دستورجلسه هیأت دولت برسیم. ادامه جلسه، با گزارش های اقتصادی رئیس سازمان برنامه و بودجه و وزرای اقتصاد، صنایع وتجارت سپری می شود.

جلسه که تمام می شود، رئیس جمهور می گوید که قبل از برگشتن به سر کارم، سری به دفتر او بزنم. در داخل دفترش می گوید: «یک خبر خوب و بک خبر بد دارم که فکر کردم بهتر است در جریان باشید. خبر خوب این است که نتایج اعترافات، به این بدی‌ها که در جلسه عنوان شد نیست. سرتیپ سماعی مثل بلبل حرف زده و غیر از فرد دومی که دستگیر شده، ۴ نفر دیگر از افسران سابق سپاه را هم به عنوان همدست لو داده است.» ادامه می دهد: «هر ۴ نفر تحت تعقیبند ولی هنوز دستگیر نشده اند. وزیر اطلاعات صلاح ندانست در جلسه اعلام شود چون اگر خبرش درز کند، دستگیریشان مشکل تر می شود.»

می پرسم: «پس خبر بد این است که متواری شده اند…» رئیس جمهور جواب می دهد: «نه؛ از دستگیریشان ناامید نیستیم. خبر بد این است که بازجویان وزارت، زیر شکنجه از سرتیپ اعتراف گرفته اند. به همین دلیل بود که من امروز در جلسات هیأت دولت، در موقعیتی نبودم که در بحث شکنجه وارد شوم.»

زانوهایم سست می شود. می پرسم: «در چه حد شکنجه اش کرده اند؟» رئیس جمهور جواب می دهد: «در حد کتک شدید و شکستن استخوان کتف. بدتر اینکه کار یک نفر هم نبوده، دو نفر از بازجوها به اتفاق کتکش زده اند که هر دو در زمان رژیم سابق، زندانی و فعال حقوق بشری بوده اند.» با درماندگی می گوید: «می دانسته اند حق شکنجه ندارند ولی وسط بازجویی چنان عصبانی شده اند که طرف را لت و پار کرده اند. دستور داده ام جفتشان را از وزارت اخرج کنند و حتما محاکمه می شوند.»

اگر خبرش به بیرون درز کند – که حتما می کند – افتضاح می شود. قبل از ترک اتاق رئیس جمهور، سوال می‌کنم: «اینکه خبر لو رفتن ۴ نفر دیگر در جلسه اعلام نشد معنیش این است که در هیات دولت به کسانی اطمینان نداریم؟» آقای امینی می گوید: «ابدا این طور نیست! فقط نگرانی من از این است که همکاران کم تجربه ما با نقل خبر برای دیگران، بی احتیاطی کنند.»

تاکید می کند: «بهتر است کسانی که پشت حمله ها هستند ندانند که سرتیپ سماعی دقیقا چقدر حرف زده و چند نفر را لو داده.»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s