این فیلم رو حتمن ببینید خیلی خوبه

 . انتخاب زندگی پنهان به دلیل محدودیت‌ها ، عدم مقبولیت اجتماعی ، نداشتن امتیازها و آزادی‌های اجتماعی از جمله دلایلی است که موجب شد شدیدا در معرض افسردگی قرار بگیرم .

از سن 8-9 سالگی که این کشش جنسی رو اولین بار احساس کردم همیشه در حال سرکوب کردنش بودم و همیشه سرمو با درس و مشق و بازی گرم میکردم و تقریبا فراموش میشد ، اما اوج این احساس در سنین نزدیک به دانشگاه بود . وقتی وارد دانشگاه شدم دیدم فضای بازتری پیش روم هست و تونستم حرفای دلمو با کسایی که احساس منو داشتن در میون بزارم . اواخر ترمسوم دانشگاه بودم که با یکی از دوستای دخترم وارد رابطه شدم و هرچه بیشتر این رابطه به جلو میرفت احساس من قوی تر و وابستگی من بیشتر میشد و چنان غرق این احساسات عمیق بودم که کاملا خانواده رو فراموش کرده بودم اما مادرم متوجه رفتارای متفاوت من شده بود . یه روز منو صدا کرد و در مورد رفت و آمدای مشکوک و زیادم با دوستم منو توبیخ کرد و من هم سعی کردم براش توضیح بدم اما هنوز خیلی مساله تمایل جنسی خودمو به دوستم براش باز نکرده بودم که کنترلشو از دست داد و بیهوش شد و افتاد کف اتاق . اونشب توی خونه ما غوغایی بر پا شد و من توی خونه به طور کامل زندانی شدم و حق خارج شدن از خونه و یا استفاده از تلفن رو نداشتم ، شرایط خیلی وحشتناکی رو پشت سر گذاشتم و بعد از هر بحث و مقاومت من کتک حسابی میخوردم و موضوع برای 1-2 روز مسکوت میشد .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s